در پیکار با مصعب بن زبیر
حجاج در سال ۷۲ قمری در بسیج عموم شام برای رفتن به عراق و مبارزه با مصعب بن زبیر سهم بسزایی داشت و در لشکرکشی عبدالملک بن مروان به عراق، در سپاه شام قرار داشت. دراین نزاع، مصعب کشته شد و عراق جزو قلمرو خلافت اموی مسجد امین مشهد شوید.[۲۹]
عبدالملک بعد از تصرف عراق، حجاج را از کوفه، در رأس سپاهی که بیشتر آن از عموم شام بودند، برای سرکوبی عبدالله بن زبیر روانه حجاز کرد.[۳۰] پارهای احادیث مبالغهآمیز، شمار سپاهیان حجاج را از بیست هزار تا چهل هزار نفر بیان کردهاند،[۳۱] البته قصههای مورد قبول شمار لشکریان حجاج را، با نیروهای کمکی که به او پیوست، تا هفت هزار نفر برشمردهاند.[۳۲]
در پیکار با عبدالله بن زبیر
در جمادی الاول سال ۷۲ قمری، حجاج کوفه را رخنه کرد و در شعبان به عبارتی سال وارد طائف شد و در آنجا اردو زد.[۳۳] ظاهراً ادله این شغل آن بود که او ابتدا مأمور بود به مکه و مسجدالحرام گزند نکند.[۳۴] بعد از یک یا این که دو ماه اقامت در طائف و زد خوردهای جزئی با لشکریان عبدالله بن زبیر در عرفات و درپی وصال نیروهای کمکی درخواستی و دستیابی اذن از خلیفه اموی، او راهی مکه شد و از ۱ ذیالقعده سال ۷۲ق. شهر را به زمان هفت یا این که نُه ماه محاصره، و کعبه را با منجنیق سنگ باران کرد و بعد از نبردهای شدید، عبدالله بن زبیر را در ۱۷ جمادیالاول یا این که جمادی الثانی سال ۷۳ق. کشت و مکه را گرفت و حجاز را به قلمرو امویان ملحق نمود.[۳۵]
حکم کننده حجاز
عبدالملک بن مروان، به پاس سرویس ها و اخلاص و زحمات حجاج در رویه ثبت خلافت اموی، اورا کارگزار مکه و اندکی بعد از آن کارگزار مدینه و طائف و آنگاه یمن و یمامه کرد.[۳۶]
حجاج در اول مبادرت، مسجد الحرام را از اثرها نزاع تمیز کرد. وی در اوایل سال ۷۴ قمری. به مدینه رفت و بعداز یک کدام از دو ماه اقامت در آنجا، به مکه برگشت و به فرمان خلیفه، کعبه را تجدید بنا کرد.[۳۷] او در برهه زمانی اقامتش در مدینه با عموم مدینه و بهویژه با صحابه نبی (ص) خلق زشت و خشنی داشت.[۳۸]
حجاج آنگاه همدم گروهی از بزرگان حجاز راهی شام شد و با خلیفه اموی دیدار کرد.[۳۹]
حکومت بر عراق
بعداز آنکه حجاج دو سال (و به قولی سه سال) عملاً حکم دهنده حجاز بود، عبدالملک بن مروان او را از این سمت عزل و در رجب یا این که رمضان سال ۷۵ق. با اختیارات بدون نقص و وسیعی او را حکم کننده عراق کرد. از دلایل این فرمان، مرگ اخوی خلیفه (بِشر بن مروان بن حکم)، همهمه اوضاع و احوال عراق و ارتقاء خطر خوارج و نیز درخواست گردآوریای از بزرگان حجاز از عبدالملک بر اساس برکنار حجاج از حجاز بود.[۴۰] و پیشگوییعلی بن ابی طالب (ع) خطاب به عموم کوفه درباره حکومت پسری از خاندان ثقیف متفحص شد.[۴۱]
حجاج بعداز اخذ حکم امارت عراق، شتابان راهی عراق شد و صرفا با دوازده سوار وارد کوفه شوید و روز آدینه با فیسای پوشیده به مسجد رفت و در خطبهای معروف تک تک عده ای را که از سپاه مُهلَّب بن ابیصفره، فرمانده سپاهیان آدم بن مروان برای پیکار با خوارج حروریه، گریخته بودند ارعاب کرد که درحالتی که تا سه روز به او ملحق نشوند آنها را خواهد کشت.[۴۲] حجاج بعداز احاطه بر کوفه، به بصره رفت و خطبه تهدیدآمیزی، مانند خطبه کوفه، نقص کرد و بعد به رُسْتَقُباذ رفت تا مُهَلَّب را در پیکار با خوارج تقویت نماید.[۴۳]
در پیکار با مصعب بن زبیر
حجاج در سال ۷۲ قمری در بسیج عموم شام برای رفتن به عراق و مبارزه با مصعب بن زبیر سهم بسزایی داشت و در لشکرکشی عبدالملک بن مروان به عراق، در سپاه شام قرار داشت. دراین نزاع، مصعب کشته شد و عراق جزو قلمرو خلافت اموی مسجد امین مشهد شوید.[۲۹]
عبدالملک بعد از تصرف عراق، حجاج را از کوفه، در رأس سپاهی که بیشتر آن از عموم شام بودند، برای سرکوبی عبدالله بن زبیر روانه حجاز کرد.[۳۰] پارهای احادیث مبالغهآمیز، شمار سپاهیان حجاج را از بیست هزار تا چهل هزار نفر بیان کردهاند،[۳۱] البته قصههای مورد قبول شمار لشکریان حجاج را، با نیروهای کمکی که به او پیوست، تا هفت هزار نفر برشمردهاند.[۳۲]
در پیکار با عبدالله بن زبیر
در جمادی الاول سال ۷۲ قمری، حجاج کوفه را رخنه کرد و در شعبان به عبارتی سال وارد طائف شد و در آنجا اردو زد.[۳۳] ظاهراً ادله این شغل آن بود که او ابتدا مأمور بود به مکه و مسجدالحرام گزند نکند.[۳۴] بعد از یک یا این که دو ماه اقامت در طائف و زد خوردهای جزئی با لشکریان عبدالله بن زبیر در عرفات و درپی وصال نیروهای کمکی درخواستی و دستیابی اذن از خلیفه اموی، او راهی مکه شد و از ۱ ذیالقعده سال ۷۲ق. شهر را به زمان هفت یا این که نُه ماه محاصره، و کعبه را با منجنیق سنگ باران کرد و بعد از نبردهای شدید، عبدالله بن زبیر را در ۱۷ جمادیالاول یا این که جمادی الثانی سال ۷۳ق. کشت و مکه را گرفت و حجاز را به قلمرو امویان ملحق نمود.[۳۵]
حکم کننده حجاز
عبدالملک بن مروان، به پاس سرویس ها و اخلاص و زحمات حجاج در رویه ثبت خلافت اموی، اورا کارگزار مکه و اندکی بعد از آن کارگزار مدینه و طائف و آنگاه یمن و یمامه کرد.[۳۶]
حجاج در اول مبادرت، مسجد الحرام را از اثرها نزاع تمیز کرد. وی در اوایل سال ۷۴ قمری. به مدینه رفت و بعداز یک کدام از دو ماه اقامت در آنجا، به مکه برگشت و به فرمان خلیفه، کعبه را تجدید بنا کرد.[۳۷] او در برهه زمانی اقامتش در مدینه با عموم مدینه و بهویژه با صحابه نبی (ص) خلق زشت و خشنی داشت.[۳۸]
حجاج آنگاه همدم گروهی از بزرگان حجاز راهی شام شد و با خلیفه اموی دیدار کرد.[۳۹]
حکومت بر عراق
بعداز آنکه حجاج دو سال (و به قولی سه سال) عملاً حکم دهنده حجاز بود، عبدالملک بن مروان او را از این سمت عزل و در رجب یا این که رمضان سال ۷۵ق. با اختیارات بدون نقص و وسیعی او را حکم کننده عراق کرد. از دلایل این فرمان، مرگ اخوی خلیفه (بِشر بن مروان بن حکم)، همهمه اوضاع و احوال عراق و ارتقاء خطر خوارج و نیز درخواست گردآوریای از بزرگان حجاز از عبدالملک بر اساس برکنار حجاج از حجاز بود.[۴۰] و پیشگوییعلی بن ابی طالب (ع) خطاب به عموم کوفه درباره حکومت پسری از خاندان ثقیف متفحص شد.[۴۱]
حجاج بعداز اخذ حکم امارت عراق، شتابان راهی عراق شد و صرفا با دوازده سوار وارد کوفه شوید و روز آدینه با فیسای پوشیده به مسجد رفت و در خطبهای معروف تک تک عده ای را که از سپاه مُهلَّب بن ابیصفره، فرمانده سپاهیان آدم بن مروان برای پیکار با خوارج حروریه، گریخته بودند ارعاب کرد که درحالتی که تا سه روز به او ملحق نشوند آنها را خواهد کشت.[۴۲] حجاج بعداز احاطه بر کوفه، به بصره رفت و خطبه تهدیدآمیزی، مانند خطبه کوفه، نقص کرد و بعد به رُسْتَقُباذ رفت تا مُهَلَّب را در پیکار با خوارج تقویت نماید.[۴۳]

مسجد سجاد مشهد – محور فعالیتهای اجتماعی، فرهنگی و آموزشی